لوگو سین سا

واژه‌نامه اصطلاحات قلب و عروق؛ از آزمایش‌ها تا تشخیص‌های پزشکی

Cardiovascular Terminology: Clinical Signs, Diagnostic Evaluations, and Laboratory Tests

بررسی مدارک پزشکی، گزارش اکوکاردیوگرافی و آزمایش‌های تخصصی قلب اغلب با واژه‌ها و اصطلاحات پیچیده‌ای همراه است که درک آن‌ها برای بسیاری از مراجعان دشوار به نظر می‌رسد. این راهنما با هدف ارتقای آگاهی سلامت، مفاهیم کلیدی بیماری‌ها، علائم بالینی، نشانگرهای خونی و روش‌های درمانی قلب و عروق را به زبانی دقیق و در عین حال قابل فهم تبیین می‌کند.

واژه‌نامه اصطلاحات قلب و عروق؛ از آزمایش‌ها تا تشخیص‌های پزشکی

اختلالات خون‌رسانی و بیماری‌های عروق کرونر

این بخش به مفاهیمی می‌پردازد که با تنگی عروق تغذیه‌کننده عضله قلب و افت جریان خون مرتبط هستند. این واژه‌ها از شایع‌ترین مواردی هستند که در بررسی علل دردهای قفسه سینه و ارزیابی سلامت عروق به کار می‌روند.

ایسکمی (Ischemia)

ایسکمی به معنای کاهش جریان خون و در نتیجه افت دریافت اکسیژن و مواد مغذی در یک بافت است، به طوری که مقدار خون ورودی پاسخگوی نیاز متابولیک سلول‌ها نباشد. در قلب، این حالت زمانی رخ می‌دهد که شریان‌های کرونر به دلیل تجمع پلاک‌های چربی تنگ شوند. در حالت استراحت ممکن است جریان خون برای کارکرد عضله قلب کافی باشد، اما هنگام فعالیت بدنی، ورزش یا استرس هیجانی، نیاز میوکارد به اکسیژن افزایش می‌یابد و عدم تأمین آن موجب ایجاد درد یا حس فشار در قفسه سینه می‌شود. ایسکمی وضعیتی موقت و برگشت‌پذیر است و در صورتی که جریان خون به سرعت برقرار شود، آسیبی به ساختار سلول‌ها وارد نمی‌شود؛ با این حال، تداوم آن می‌تواند زمینه تخریب سلولی را فراهم کند.

آنژین یا درد قفسه سینه (Angina Pectoris)

آنژین یک علامت بالینی است که به صورت احساس فشار، سنگینی، فشردگی یا سوزش در پشت جناغ سینه تجربه می‌شود و ممکن است به بازوی چپ، گردن، فک، پشت یا بالای شکم انتشار یابد. علت اصلی آنژین، ایسکمی گذرا در بافت عضله قلب است. آنژین به دو شکل اصلی بروز می‌کند: در آنژین پایدار، علائم با شدت مشخصی از فعالیت فیزیکی یا هیجان رخ می‌دهند و با چند دقیقه استراحت یا مصرف قرص زیرزبانی نیتروگلیسرین برطرف می‌شوند؛ اما در آنژین ناپایدار، درد به صورت ناگهانی، در زمان استراحت، با شدتی بیشتر یا در دوره‌های طولانی‌تر ظاهر می‌شود که نشان‌دهنده ناپایداری حاد پلاک چربی در رگ و خطر بالای انسداد کامل عروق است.

انفارکتوس میوکارد یا سکته قلبی (Myocardial Infarction)

انفارکتوس میوکارد یا سکته قلبی به معنای مرگ و نکروز برگشت‌ناپذیر بخشی از سلول‌های عضله قلب است که در اثر قطع کامل یا کاهش شدید و طولانی‌مدت جریان خون شریانی رخ می‌دهد. بر خلاف ایسکمی که فرآیندی موقتی و بدون آسیب دائمی است، در انفارکتوس ساختار بافتی از بین می‌رود و بدن طی هفته‌های بعد، بافت مرده را با بافت همبند (اسکار) جایگزین می‌کند. این بافت فیبروزه توانایی انقباضی و انتقال جریان‌های الکتریکی را ندارد و می‌تواند بر کارایی پمپاژ کلی قلب تأثیر منفی بگذارد.

آترواسکلروز یا تصلب شرایین (Atherosclerosis)

آترواسکلروز یک بیماری التهابی مزمن است که طی آن، چربی‌ها، کلسترول و سایر مواد در دیواره داخلی سرخرگ‌ها رسوب می‌کنند. این فرآیند با آسیب اولیه به لایه درون‌رگی (اندوتلیوم) بر اثر عواملی مانند سیگار، فشار خون بالا یا قند خون بالا آغاز می‌شود و ورود لیپیدها باعث فراخوانی سلول‌های ایمنی می‌گردد. با گذشت زمان، دیواره رگ ضخیم و سخت شده و خاصیت ارتجاعی خود را از دست می‌دهد. خطر اصلی آترواسکلروز زمانی است که پلاک‌های تشکیل‌شده ناپایدار شده، دچار ترک‌خوردگی شوند و منجر به تشکیل سریع لخته خون گردند.

پلاک آترومی (Atheromatous Plaque)

پلاک آترومی همان ضایعه ساختاری است که درون جدار شریان‌ها شکل می‌گیرد. هر پلاک معمولاً از دو بخش تشکیل شده است: یک هسته مرکزی نرم و سرشار از چربی‌ها، استرهای کلسترول و سلول‌های تخریب‌شده، و یک لایه محافظ خارجی به نام کلاهک فیبروزه که از بافت همبند و کلاژن تشکیل شده است. پلاک‌ها فقط مسیر عبور خون را تنگ نمی‌کنند؛ لایه رویی آن‌ها ممکن است نازک و شکننده شود و در نهایت ترک بخورد. با ترک خوردن این لایه، خون با چربی‌های داخل پلاک تماس پیدا می‌کند، فوراً لخته تشکیل می‌شود و می‌تواند رگ را به طور کامل مسدود کند.

سندرم حاد کرونری (Acute Coronary Syndrome - ACS)

این عبارت یک اصطلاح کلی در اورژانس و تخصص قلب است که برای توصیف شرایط بالینی ناشی از کاهش ناگهانی خون‌رسانی به عضله قلب به کار می‌رود. سندرم حاد کرونری طیفی از اختلالات شامل آنژین ناپایدار، سکته قلبی بدون بالا رفتن قطعه ST در نوار قلب (NSTEMI) و سکته قلبی همراه با بالا رفتن این قطعه (STEMI) را در بر می‌گیرد و نیازمند بررسی سریع تشخیصی و مداخله درمانی فوری است.

جدول واژه‌نامه اصطلاحات قلب و عروق؛ از آزمایش‌ها تا تشخیص‌های پزشکی

بیماری‌های عروقی، تشکیل لخته و اورژانس‌های شریانی

این بخش به ناهنجاری‌های ساختاری در جدار رگ‌ها و تشکیل لخته در سیستم گردش خون اختصاص دارد. این بیماری‌ها می‌توانند از شریان‌های مرکزی مانند آئورت تا سیاهرگ‌های عمقی اندام‌ها را درگیر سازند.

ترومبوز (Thrombosis)

ترومبوز به فرآیند تشکیل لخته غیرطبیعی خون در داخل حفرات قلب یا عروق خونی سالم در زمانی که خونریزی خارجی وجود ندارد گفته می‌شود. این فرآیند معمولاً در نتیجه سه عامل اصلی موسوم به «تریاد ویرشو» رخ می‌دهد: آسیب دیواره رگ، کند شدن یا توقف جریان خون، و وضعیت افزایش انعقادپذیری خون. لخته ایجادشده می‌تواند همان‌جا باقی بماند و عبور جریان خون به ارگان‌های حیاتی را متوقف کند.

آمبولی (Embolism)

آمبولی به مسدود شدن ناگهانی یک رگ خونی توسط توده‌ای متحرک گفته می‌شود که از محلی دورتر حرکت کرده و از طریق جریان خون به آن نقطه رسیده است. شایع‌ترین نوع آن ترومبوآمبولی نام دارد که ناشی از کنده‌شدن قطعه‌ای از یک لخته خون است. آمبولی‌ها همچنین می‌توانند از جنس قطرات چربی (به دنبال شکستگی استخوان‌های بزرگ)، حباب‌های هوا، یا تکه‌های بافت توموری باشند که با رسیدن به عروقی باریک‌تر از قطر خود، مسیر را کاملاً مسدود می‌کنند.

ترومبوز ورید عمقی (Deep Vein Thrombosis - DVT)

ترومبوز ورید عمقی به ایجاد لخته خون در سیاهرگ‌های عمقی بدن، به‌ویژه در عضلات ساق پا یا ران اطلاق می‌شود. این عارضه در شرایطی مانند بی‌حرکتی طولانی‌مدت، بستری پس از جراحی‌ها، بارداری یا ناهنجاری‌های انعقادی شکل می‌گیرد. علائم معمول آن شامل تورم ناگهانی و یک‌طرفه پا، احساس درد، گرمی موضعی و قرمزی پوست اندام درگیر است. مهم‌ترین پیامد خطرناک DVT، جدا شدن لخته و حرکت آن به سمت ریه‌ها است که می‌تواند به آمبولی ریه منجر شود.

آمبولی ریه (Pulmonary Embolism - PE)

آمبولی ریه وضعیتی حاد و بالقوه خطرناک است که در اثر انسداد یکی از سرخرگ‌های ریوی توسط لخته خونی که معمولاً از وریدهای عمقی اندام تحتانی مهاجرت کرده، ایجاد می‌شود. این اختلال جریان خون ورودی به بافت ریه را مسدود می‌کند و با تظاهراتی مانند تنگی نفس ناگهانی، درد قفسه سینه که با دم عمیق تشدید می‌شود، سرفه خونی و افت فشار خون خود را نشان می‌دهد.

بیماری شریان محیطی (Peripheral Artery Disease - PAD)

بیماری شریان محیطی ناشی از باریک شدن تدریجی سرخرگ‌های خارج قلبی و مغزی، معمولاً در اندام‌های تحتانی است که بر اثر آترواسکلروز ایجاد می‌شود. در این وضعیت، به دلیل خون‌رسانی ناکافی به پاها، بافت‌ها با کمبود مزمن اکسیژن روبه‌رو می‌شوند و علائمی چون سردی اندام انتهایی، رنگ‌پریدگی هنگام بالا بردن پا، نبض ضعیف در مچ، ریزش موهای پا و ایجاد زخم‌هایی که به سختی بهبود می‌یابند مشاهده می‌شود.

کلودیکاسیون متناوب (Intermittent Claudication)

کلودیکاسیون متناوب یکی از علائم شاخص بیماری شریان محیطی است که به صورت درد، گرفتگی عضلانی، احساس سوزش یا خستگی شدید در پشت ساق پا حین راه رفتن بروز می‌کند. شدت این درد با طی مسافتی مشخص افزایش می‌یابد و پس از چند دقیقه ایستادن یا استراحت کردن به طور کامل تسکین می‌یابد؛ چرا که تقاضای اکسیژن در عضله در حالت سکون مجدداً با حجم جریان خون محدودشده تنظیم می‌شود.

آنوریسم (Aneurysm)

آنوریسم به گشادشدگی موضعی و غیرطبیعی دیواره ضعیف‌شده یک سرخرگ گفته می‌شود که فرمی برجسته و شبیه به کیسه پیدا می‌کند. این اتساع در اثر ضعف ساختارهای الاستیک و کلاژنی جدار رگ رخ می‌دهد که معمولاً ناشی از فشار خون کنترل‌نشده و بالا، تصلب شرایین یا نقایص مادرزادی بافت همبند است. آنوریسم‌ها بیشتر در شریان آئورت (شکمی یا سینه‌ای) رخ می‌دهند و خطر اصلی آن‌ها پارگی ناگهانی دیواره و خونریزی وسیع داخلی است.

دایسکشن آئورت (Aortic Dissection)

دایسکشن آئورت یک وضعیت اورژانسی است که در آن، یک پارگی میکروسکوپی در درونی‌ترین لایه دیواره آئورت (اینتیما) ایجاد شده و خون با فشار سیستمیک به لایه میانی آن نفوذ می‌کند. ورود خون باعث تفکیک و دو نیم شدن لایه‌های جدار شریان و شکل‌گیری یک مجرای کاذب می‌شود. این عارضه معمولاً با دردی فوق‌العاده شدید، خنجری و منتشرشونده در پشت و بین دو کتف تظاهر می‌یابد و نیازمند درمان دارویی و جراحی فوری است.

اختلالات ریتم و فعالیت الکتریکی قلب

قلب مجهز به یک سیستم الکتریکی اختصاصی است که ضربان منظم را تنظیم می‌کند. در این بخش اصطلاحات مربوط به ضربان نامنظم، کندی یا تند شدن تپش قلب آورده شده است.

پالپیتیشن یا حس تپش قلب (Palpitations)

پالپیتیشن به آگاهی ناخوشایند و غیرمعمول فرد از ضربان قلب خود گفته می‌شود. بیمار ممکن است احساس کند قلبش بیش از حد تند می‌زند، می‌لرزد، ضربه‌های محکمی به قفسه سینه می‌زند یا ضربانی را جا می‌اندازد. پالپیتیشن می‌تواند به دلیل آریتمی‌های واقعی قلبی باشد، اما در بسیاری از موارد در ضربان‌های طبیعی و ناشی از مصرف قهوه، کم‌خونی، پرکاری تیروئید، کم‌آبی بدن یا استرس‌های روانی دیده می‌شود.

تاکی‌کاردی (Tachycardia)

تاکی‌کاردی به افزایش سرعت ضربان قلب به بیش از ۱۰۰ تپش در دقیقه در حالت استراحت اطلاق می‌شود. این افزایش ضربان می‌تواند یک واکنش فیزیولوژیک طبیعی بدن به مواردی چون تب، فعالیت ورزشی، استرس، افت فشار خون یا کم‌خونی باشد، و یا اینکه در اثر اختلال در مدارهای الکتریکی قلب در دهلیزها یا بطن‌ها شکل بگیرد.

برادی‌کاردی (Bradycardia)

برادی‌کاردی به کاهش ضربان قلب به کمتر از ۶۰ تپش در دقیقه در شرایط استراحت گفته می‌شود. این وضعیت در افراد عادی ممکن است نشان‌دهنده عملکرد ضعیف گره سینوسی، عوارض جانبی برخی داروها (مانند بتابلاکرها) یا اختلالات هدایتی باشد؛ با این حال، در ورزشکاران حرفه‌ای یا حین خواب عمیق می‌تواند کاملاً طبیعی و نشان‌دهنده بازدهی بالای عملکرد قلب باشد.

آریتمی یا دیس‌ریتمی (Arrhythmia / Dysrhythmia)

آریتمی به هرگونه انحراف از الگوی منظم، متوالی و استاندارد تولید یا هدایت پالس‌های الکتریکی در قلب گفته می‌شود. طیف آریتمی بسیار گسترده است و شامل ضربان‌های بسیار کند، تپش‌های فوق‌العاده سریع، ضربان‌های نامنظم و بدون الگو (مانند فیبریلاسیون دهلیزی) و آشفتگی‌های بطنی خطرناک می‌شود.

فیبریلاسیون دهلیزی (Atrial Fibrillation - AFib)

فیبریلاسیون دهلیزی یکی از شایع‌ترین انواع آریتمی قلبی است که در آن، سیگنال‌های الکتریکی در دهلیزها به شدت آشفته و ناهماهنگ می‌شوند. در این حالت، دهلیزها به جای انقباض مؤثر تنها می‌لرزند و ضربان بطن‌ها نیز به صورت کاملاً نامنظم و معمولاً سریع تنظیم می‌شود. خطرات اصلی فیبریلاسیون دهلیزی شامل تجمع و لخته شدن خون در دهلیز به دلیل رکود جریان خون (که ریسک سکته مغزی را بالا می‌برد) و نارسایی قلبی در طولانی‌مدت است.

انقباض‌های نابجا: ضربان‌های نارس دهلیزی و بطنی (PAC / PVC)

این اختلال به ضربان‌های زودهنگامی اشاره دارد که توسط یک کانون الکتریکی خارج از گره سینوسی (ضربان‌ساز اصلی قلب) تولید می‌شوند. اگر این پیام از دهلیزها منشأ بگیرد، ضربان نارس دهلیزی (PAC) و اگر از بطن‌ها آغاز شود، ضربان نارس بطنی (PVC) نامیده می‌شود. افراد معمولاً خود ضربان زودهنگام را احساس نمی‌کنند، بلکه متوجه مکث کوتاهی که پس از آن رخ می‌دهد یا ضربه محکم‌تر تپش بعدی می‌شوند. این موارد بسیار شایع هستند و در اغلب موارد بدون خطر تلقی می‌شوند، مگر آنکه با بیماری زمینه‌ای قلب همراه باشند.

بلوک قلبی (Heart Block)

بلوک قلبی به تأخیر، کندی یا اختلال در انتقال سیگنال‌های الکتریکی در مسیر هدایتی قلب گفته می‌شود که عمدتاً در گره دهلیزی-بطنی (AV node) یا شاخه‌های دسته‌جات هدایتی رخ می‌دهد. بلوک‌ها از درجه یک (تنها تأخیر جزئی در عبور موج الکتریکی) تا درجه سه یا کامل (عدم عبور کامل امواج از دهلیز به بطن) تقسیم‌بندی می‌شوند. در درجات شدید، ضربان بطن‌ها به شدت کند شده و علائمی مانند سرگیجه، خستگی و سنکوپ ایجاد می‌شود.

عملکرد بطنی، ساختار عضلانی و وضعیت دریچه‌ای

این بخش متمرکز بر ساختار مکانیکی قلب، ضخامت دیواره بطن‌ها، نحوه پمپاژ خون و سازوکار باز و بسته شدن دریچه‌ها است. این مفاهیم بیش از همه در گزارش‌های اکوکاردیوگرافی مشاهده می‌شوند.

نارسایی قلبی (Heart Failure - HF)

نارسایی قلبی به این معنا نیست که قلب ناگهان از کار ایستاده است، بلکه یعنی عضله قلب دیگر قدرت یا انعطاف‌پذیری کافی برای پمپاژ خون متناسب با نیاز بافت‌های بدن را ندارد. این وضعیت در اثر سکته‌های قبلی، طولانی‌مدت خون یا بیماری‌های دریچه‌ای شکل می‌گیرد و علائم شاخص آن خستگی مزمن، تنگی نفس هنگام فعالیت و احتباس مایعات در پاها و شکم است.

کسر تزریقی یا فرکشن تخلیه (Ejection Fraction - EF)

کسر تزریقی یک شاخص درصدی است که میزان توانمندی بطن چپ در پمپاژ خون با هر ضربان را ارزیابی می‌کند. این عدد نشان می‌دهد چه درصدی از حجم خونی که در پایان دیاستول (زمان استراحت بطن) داخل بطن چپ جمع شده، در زمان سیستول (انقباض) به داخل سرخرگ آئورت رانده می‌شود. در یک فرد بالغ سالم، مقدار نرمال EF معمولاً بین ۵۰ تا ۷۰ درصد است. کاهش این مقدار به زیر ۵۰ درصد نشان‌دهنده افت قدرت انقباضی و نارسایی قلبی است.

هیپرتروفی بطن چپ (Left Ventricular Hypertrophy - LVH)

هیپرتروفی بطن چپ به معنای افزایش ضخامت بافت عضلانی دیواره بطن چپ است که اغلب در پاسخ به افزایش بار کاری قلب (مانند مقاومت بالای ناشی از فشار خون مزمن یا تنگی دریچه آئورت) به وجود می‌آید. عضله قلب در ابتدا برای غلبه بر این مقاومت ضخیم‌تر می‌شود، اما به مرور زمان این دیواره ضخیم انعطاف‌پذیری خود را از دست می‌دهد، سفت می‌شود و در مرحله پر شدن بطن (دیاستول) دچار اختلال می‌گردد.

تنگی دریچه‌ای (Valvular Stenosis)

استنوزیس یا تنگی دریچه‌ای حالتی است که در آن لت های یک دریچه قلبی سفت، ضخیم یا کلسیفیه شده و به طور کامل باز نمی‌شوند. در نتیجه، دهانه عبور خون باریک شده و قلب ناچار است برای راندن خون از این مجرای تنگ، با فشار و نیروی بیشتری منقبض شود. این اختلال می‌تواند دریچه‌های اصلی قلب را درگیر کند.

نارسایی دریچه‌ای (Valvular Regurgitation / Insufficiency)

نارسایی دریچه‌ای زمانی رخ می‌دهد که لت های یک دریچه پس از عبور خون به درستی بسته نشده و کاملاً روی یکدیگر جفت نشوند. این نقص مکانیکی باعث می‌شود بخشی از جریان خون به سمت عقب و به درون حفره قبلی نشت کند. نارسایی دریچه‌ای موجب افزایش بار حجمی قلب شده و با گذشت زمان می‌تواند به اتساع حفرات و افت کارکرد عضله منجر شود.

پرولاپس دریچه میترال (Mitral Valve Prolapse - MVP)

پرولاپس دریچه میترال اختلالی ساختاری است که طی آن، یک یا هر دو لت دریچه میترال هنگام انقباض بطن چپ، به جای صاف ماندن، به سمت حفره دهلیز چپ برجسته یا خمیده می‌شوند. این حالت که ممکن است با یا بدون نارسایی دریچه همراه باشد، در بسیاری از افراد خفیف است و تنها در معاینه با وجود یک صدای کلیک و سوفل مشخص می‌شود.

سوفل یا صدای اضافه قلبی (Heart Murmur)

سوفل‌های قلبی صداهایی ارتعاشی و ممتد هستند که در حین سمع قلب با گوشی پزشکی شنیده می‌شوند. برخلاف صداهای طبیعی اول و دوم قلب که ناشی از بسته شدن سریع دریچه‌ها هستند، سوفل‌ها به دلیل متلاطم و ناآرام شدن جریان خون ایجاد می‌شوند. این تلاطم ممکن است ناشی از عبور خون از دریچه‌های تنگ یا نارسا باشد، یا این که در شرایط غیربیماری‌زا (که سوفل‌های بی‌خطر نامیده می‌شوند) به دلیل سرعت بالای گردش خون، مانند زمان بارداری، کم‌خونی یا تب به وجود آیند.

نشانه‌ها، علائم بالینی و اورژانس‌های عمومی قلب

در این بخش علائم فیزیکی، نشانه‌های تشخیصی در معاینه بالینی و حالت‌های بحرانی بررسی شده‌اند. پزشک متخصص از این یافته‌ها برای تشخیص مراحل اولیه بیماری یا سنجش فوریت اقدامات بالینی بهره می‌گیرد.

فشار خون سیستولی (Systolic Blood Pressure)

فشار خون سیستولی، که در زبان عامیانه به آن «عدد بالا» یا «فشار ماکسیمم» گفته می‌شود، نشان‌دهنده حداکثر فشاری است که خون در زمان انقباض بطن چپ و پمپاژ آن به داخل سرخرگ‌ها، به دیواره رگ‌ها وارد می‌کند. این شاخص در دستگاه‌های فشارسنج به صورت عدد اول خوانده می‌شود و در یک فرد بالغ سالم در حالت استراحت، مقدار طبیعی آن معمولاً کمتر از ۱۲۰ میلی‌متر جیوه است. بالا رفتن مداوم این عدد نشان‌دهنده وارد آمدن بار اضافه به قلب و عروق خونی است.

فشار خون دیاستولی (Diastolic Blood Pressure)

فشار خون دیاستولی، که با عنوان «عدد پایین» یا «فشار مینیمم» شناخته می‌شود، میزان فشار موجود در دیواره سرخرگ‌ها در زمان استراحت قلب، یعنی فاصله بین دو ضربان است که حفرات قلب مجدداً از خون پر می‌شوند. این شاخص عدد دوم در خوانش فشارسنج است و مقدار طبیعی آن در شرایط سکون، کمتر از ۸۰ میلی‌متر جیوه در نظر گرفته می‌شود. این عدد نشان می‌دهد که حتی وقتی عضله قلب در حال استراحت است، سیستم عروقی چه میزان مقاومت پایه‌ای در برابر جریان خون دارد.

فشار خون بالا یا پرفشاری خون (Hypertension - HTN)

پرفشاری خون یک وضعیت مزمن است که در آن، نیروی واردشده از سوی جریان خون به دیواره سرخرگ‌ها به طور مداوم بالاتر از حد مجاز قرار دارد (به طور کلی در صورت ثبت مکرر فشار سیستولی ۱۳۰ یا بالاتر، یا فشار دیاستولی ۸۰ میلی‌متر جیوه یا بالاتر). ویژگی فریبنده فشار خون بالا این است که اغلب تا سال‌ها هیچ علامت مشخصی ایجاد نمی‌کند، اما به مرور زمان دیواره رگ‌ها را فرسوده کرده و بار مضاعفی بر قلب تحمیل می‌کند که علت اصلی بروز سکته‌های قلبی، مغزی و آسیب کلیوی است.

تنگی نفس فعالیتی و تنگی نفس در حالت درازکش (Dyspnea on Exertion & Orthopnea)

تنگی نفس از علائم کلیدی بیماری‌های قلبی به شمار می‌رود. در مراحل نخست، فرد تنها هنگام فعالیت بدنی دچار کوتاهی نفس غیرعادی می‌شود که به آن تنگی نفس فعالیتی می‌گویند. با پیشرفت اختلال و بازگشت مایع به بافت ریه، تنفس در حالت خوابیده نیز دشوار می‌گردد (ارتوپنه)؛ به گونه‌ای که بیمار برای راحتی تنفس مجبور می‌شود زیر سر خود چند بالش بگذارد یا شب‌ها به صورت نیمه‌نشسته استراحت کند.

ادم گوده‌گذار (Pitting Edema)

ادم به تجمع مایع در بافت‌های نرم، به‌ویژه در مچ، ساق پا و قوزک اشاره دارد. در ادم گوده‌گذار، وقتی پزشک با انگشت خود چند ثانیه روی ناحیه متورم (مانند روی ساق پا) فشار وارد می‌کند، یک فرورفتگی موقت بر جای می‌ماند که بازگشت آن به سطح اولیه کمی طول می‌کشد. این نشانه اغلب بیانگر احتباس آب و نمک در بدن، ناتوانی بطن راست در دریافت خون سیاهرگی یا اختلالات وریدی است.

اتساع ورید ژوگولار (JVP Elevation)

وریدهای ژوگولار سیاهرگ‌هایی در ناحیه گردن هستند که خون را مستقیماً به دهلیز راست بازمی‌گردانند. افزایش غیرطبیعی ارتفاع نبض این وریدها در زاویه ۴۵ درجه، به عنوان شاخصی از افزایش فشار درون حفرات راست قلب تلقی می‌شود و نشان‌دهنده پرفشاری ورید مرکزی، نارسایی احتقانی قلب یا نارسایی دریچه سه‌لتی است.

سنکوپ (Syncope)

سنکوپ به معنای از دست دادن ناگهانی، کوتاه‌مدت و خودبه‌خودی هوشیاری و وضعیت ایستاده است که به دنبال افت گذرای جریان خون به مغز رخ می‌دهد و بدون نیاز به اقدامات احیا فرد به سرعت بهبود می‌یابد. سنکوپ می‌تواند منشأ وازوواگال (عصبی)، ناشی از افت ناگهانی فشار خون وضعیتی و یا مرتبط با علل قلبی مهم مانند آریتمی‌های شدید و انسدادهای ساختاری باشد.

افت فشار خون وضعیتی (Orthostatic Hypotension)

این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که فشار خون شریانی به هنگام برخاستن از حالت خوابیده یا نشسته به حالت ایستاده، دچار افتی قابل توجه (کاهش حداقل ۲۰ میلی‌متر جیوه در فشار سیستولی یا ۱۰ میلی‌متر در دیاستولی) ظرف سه دقیقه شود. عدم سازگاری سریع عروقی باعث تجمع خون در پاها به دلیل جاذبه و کاهش خون‌رسانی مغزی شده که با سبکی سر، سرگیجه و تاری دید همراه است.

فشار نبض (Pulse Pressure)

فشار نبض حاصل تفریق عدد فشار خون دیاستولی (عدد پایین) از فشار خون سیستولی (عدد بالا) است. این شاخص وضعیت انعطاف‌پذیری دیواره شریان‌های بزرگ بدن مانند آئورت و همچنین حجم ضربه‌ای قلب را نشان می‌دهد. بزرگ بودن بیش از حد این فاصله نشانه‌ای از سفت و سخت شدن عروق بدن بر اثر افزایش سن یا تصلب شرایین است.

پالس متناقض یا نبض پارادوکس (Pulsus Paradoxus)

هنگام نفس کشیدن و در مرحله دم، فشار خون سیستولی (عدد بالا) به طور طبیعی مقداری افت می‌کند؛ اما اگر این افت فشار بیش از ۱۰ میلی‌متر جیوه باشد، به آن نبض پارادوکس می‌گویند. در این حالت، نبض فرد هنگام کشیدن نفس عمیق به وضوح ضعیف‌تر لمس می‌شود یا حتی زیر انگشت ناپدید می‌گردد. این علامت بالینی معمولاً زمانی دیده می‌شود که کیسه دور قلب تحت فشار شدید باشد (مانند تجمع مایع در تامپوناد قلبی) یا مسیر هوایی به شدت تنگ شده باشد (مانند حمله شدید آسم)؛ در این شرایط، فضای تنفس قلب محدود شده و پر شدن سمت راست قلب در حین دم، موقتاً خروجی خون از سمت چپ را کاهش می‌دهد.

سیانوز (Cyanosis)

سیانوز به کبود شدن یا پیدایش ته‌رنگ آبی در پوست و مخاط‌ها (مانند لب‌ها و بستر ناخن‌ها) گفته می‌شود که در اثر افزایش مقدار هموگلوبین فاقد اکسیژن در مویرگ‌ها به وجود می‌آید. سیانوز ممکن است مرکزی باشد (ناشی از ناتوانی ریه در اکسیژن‌رسانی یا اختلالات ساختاری قلب) یا محیطی باشد (ناشی از سرمای شدید محیطی یا کندی جریان خون در انتهاها).

زمان پرشدگی مجدد مویرگی (Capillary Refill Time - CRT)

یک تست بالینی سریع در معاینه فیزیکی است که طی آن بستر ناخن دست تا سفید شدن فشرده شده و سپس رها می‌شود. در شرایط عادی، رنگ طبیعی بافت باید در کمتر از دو ثانیه بازگردد. طولانی شدن این زمان نشان‌دهنده خون‌رسانی ضعیف به بافت‌های محیطی، شوک یا افت شدید برون‌ده قلبی است.

تامپوناد قلبی (Cardiac Tamponade)

کیسه محافظی که قلب را در بر گرفته (پریکارد)، فضای بسیار محدودی دارد. اگر مایع، چرک یا خون به سرعت در این فضا جمع شود، فشار بیرونی شدیدی به حفرات قلب وارد می‌کند. این فشار مانع از آن می‌شود که بطن‌ها بین دو ضربان به اندازه کافی باز شوند و از خون پر گردند؛ در نتیجه، مقدار خونی که قلب می‌تواند به سراسر بدن پمپاژ کند به شدت کاهش یافته، فشار خون سقوط می‌کند و فرد دچار افت هوشیاری و شوک می‌شود. تامپوناد یک اورژانس پزشکی است که برای نجات بیمار، نیاز به تخلیه فوری این مایع با سوزن یا جراحی دارد.

شوک کاردیوژنیک (Cardiogenic Shock)

شوک کاردیوژنیک وضعیتی بحرانی است که در آن، عضله قلب به دنبال آسیب شدید (مانند سکته‌های وسیع یا پارگی بافت‌های داخلی) ناگهان توانایی انقباضی لازم برای گردش خون کافی را از دست می‌دهد. در این حالت اعضای حیاتی بدن دچار کمبود شدید اکسیژن می‌شوند و بیمار با افت فشار بسیار شدید، گیجی، سردی دست‌ها و پاها و کاهش حجم ادرار مواجه می‌گردد.

آزمایش‌ها و نشانگرهای زیستی خون

این بخش به فاکتورهایی می‌پردازد که در آزمایشگاه بر روی نمونه خون اندازه‌گیری می‌شوند. این پروتئین‌ها و آنزیم‌ها برای تشخیص سکته، ارزیابی آسیب عضلانی و پایش شدت نارسایی قلبی نقشی محوری دارند.

تروپونین قلبی (Cardiac Troponin - cTnI / cTnT)

تروپونین مجموعه‌ای از پروتئین‌های تنظیمی درون سلول‌های ماهیچه‌ای قلب است که در انقباض عضله نقش دارند. در حالت عادی، این پروتئین در خون وجود ندارد یا مقدار آن بسیار ناچیز است. هنگامی که سلول‌های عضله قلب در اثر ایسکمی و سکته دچار آسیب و مرگ غشایی می‌شوند، تروپونین به داخل جریان خون آزاد می‌گردد. سنجش این فاکتور استاندارد طلایی و نخستین آزمایش در اثبات بروز سکته قلبی است.

پپتید ناتریورتیک مغزی (BNP / NT-proBNP)

این نوروپپتید ماده‌ای است که عمدتاً توسط سلول‌های بطن قلب در پاسخ به افزایش فشار، کشیدگی بیش از حد دیواره بطن‌ها و اضافه بار مایع ترشح می‌شود. سطح این شاخص در آزمایش خون افرادی که دچار نارسایی احتقانی قلب هستند بالا می‌رود و ابزاری کلیدی برای افتراق تنگی نفس ناشی از بیماری قلبی از تنگی نفس با منشأ ریوی به شمار می‌رود.

کراتین کیناز قلبی (CK-MB)

یکی از ایزوآنزیم‌های آنزیم کراتین کیناز است که عمدتاً در عضله قلب یافت می‌شود. هرچند امروزه تروپونین به دلیل حساسیت و اختصاصیت بالاتر جایگزین اصلی آن شده است، اما CK-MB به دلیل طول عمر کوتاه‌تر در پلاسما، هنوز برای بررسی آسیب‌های مجدد قلبی یا سکته‌های زودرس پس از حادثه اول کاربرد دارد.

پروتئین واکنشی سی با حساسیت بالا (hs-CRP)

این پروتئین نشانگری از التهاب در کل بدن است. سنجش نوع با حساسیت بالای آن در ارزیابی خطرات بیماری‌های قلبی عروقی به کار می‌رود؛ زیرا فرآیند تشکیل و ناپایداری پلاک‌های تصلب شرایین با التهاب درجه پایین و مزمن همراه است و مقادیر بالاتر آن می‌تواند حاکی از افزایش ریسک حوادث عروقی در آینده باشد.

چربی‌های خون: کلسترول بد و خوب (LDL & HDL)

این دو فاکتور اصلی‌ترین شاخص‌های چربی در برگه آزمایش خون برای سنجش سلامت عروق هستند. لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) که معمولاً چربی مضر نامیده می‌شود، تمایل به رسوب در جدار سرخرگ‌ها و شکل‌دهی پلاک‌های آترواسکلروتیک دارد؛ در مقابل، لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL) یا چربی مفید، کلسترول اضافی را از دیواره رگ‌ها جمع‌آوری کرده و برای تجزیه و دفع به کبد منتقل می‌کند.

روش‌های تشخیصی و ابزارهای مداخله‌ای

این بخش روش‌های تصویربرداری، ارزیابی‌های الکتریکی و درمان‌های مداخله‌ای و جراحی قلب را پوشش می‌دهد. این نام‌ها همان مواردی هستند که در نسخه‌ها، درخواست‌های بالینی و پروسه‌های بیمارستانی ثبت می‌شوند.

الکتروکاردیوگرام یا نوار قلب (ECG / EKG)

الکتروکاردیوگرام ثبت ساده و غیرتهاجمی امواج الکتریکی تولیدشده توسط قلب در طول زمان است که از طریق لیدهای متصل به پوست قفسه سینه و دست و پا انجام می‌شود. نوار قلب پایه اصلی بررسی سرعت ضربان، نظم ریتم، وجود آسیب‌های ایسکمیک، علائم ضخیم‌شدگی عضله و اختلالات هدایتی است.

تست ورزش یا آزمون استرس قلب (Exercise Stress Test)

یک آزمون تشخیصی که در آن بیمار روی تردمیل راه می‌رود یا از دوچرخه ثابت استفاده می‌کند، در حالی که نوار قلب، ضربان و فشار خون او به طور پیوسته ثبت می‌شود. هدف از تست ورزش، تحت فشار قرار دادن قلب برای بررسی رفتار عروق کرونر در زمان افزایش تقاضای اکسیژن است تا تنگی های پنهانی عروق کرونر که در حالت استراحت علامت ندارند، آشکار شوند.

تغییرات قطعه ST در نوار قلب (ST Segment Changes)

قطعه ST در نوار قلب فاصله‌ای است که پایان انقباض بطن‌ها را به آغاز مرحله بازگشت الکتریکی آن‌ها متصل می‌کند. انحراف این قطعه از خط افقی پایه بسیار حائز اهمیت است؛ بالا رفتن آن (ST Elevation) معمولاً نشانه سکته حاد و انسداد کامل یک رگ اصلی است، در حالی که پایین افتادن آن (ST Depression) می‌تواند علامتی از ایسکمی تحتانی یا آسیب ناکامل جدار قلب باشد.

پایش هولتر (Holter Monitoring)

پایش هولتر روشی تشخیصی است که در آن بیمار دستگاهی کوچک و قابل حمل را برای مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت به خود متصل نگه می‌دارد تا فعالیت الکتریکی قلب به صورت پیوسته ثبت شود. این ابزار برای کشف ناهماهنگی‌ها و آریتمی‌های گذرایی کاربرد دارد که ممکن است در ثبت چندثانیه‌ای نوار قلب معمولی در مطب آشکار نشوند.

اکوکاردیوگرافی ترنس‌توراسیک (Transthoracic Echocardiogram - TTE)

اکوکاردیوگرافی روشی غیرتهاجمی برای تصویربرداری از قلب با استفاده از امواج فراصوت است. در رویکرد ترنس‌توراسیک، پروب دستگاه بر روی سطح قفسه سینه قرار می‌گیرد و تصاویر دقیقی از حرکات دیواره‌های قلبی، ساختار دریچه‌ها، ضخامت بطن‌ها و الگوی عبور جریان خون فراهم می‌کند.

اکوکاردیوگرافی ترنس‌ازوفاژیال (Transesophageal Echocardiogram - TEE)

در این روش، پروب سونوگرافی از طریق دهان به داخل مری بیمار هدایت می‌شود. از آنجا که مری مستقیماً در پشت قلب قرار دارد، استخوان دنده و بافت ریه مانع عبور امواج صوتی نمی‌شوند و تصاویری بسیار شفاف، به ویژه از دهلیز چپ، لته‌های دریچه‌ای و بخش‌هایی از سرخرگ آئورت برای بررسی لخته یا عفونت دریچه‌ای به دست می‌آید.

سی‌تی آنژیوگرافی عروق کرونر (Coronary CT Angiography)

یک تصویربرداری غیرتهاجمی و پیشرفته با اشعه ایکس و تزریق ماده حاجب از طریق ورید دست، که بدون نیاز به ورود کاتتر به داخل بدن، تصاویری سه‌بعدی و دقیق از دیواره و مجرای شریان‌های کرونر ثبت می‌کند. این روش اغلب برای ارزیابی میزان کلسیم، وجود پلاک‌های چربی و بررسی تنگی رگ‌ها در افرادی با احتمال خطر متوسط استفاده می‌شود.

آنژیوگرافی عروق کرونر (Coronary Angiography)

آنژیوگرافی روشی تهاجمی و استاندارد برای مشاهده مستقیم مسیر داخلی رگ‌های قلب است. در این فرآیند، لوله‌ای بسیار باریک (کاتتر) از طریق شریان مچ دست (رادیال) یا کشاله ران (فمورال) به سمت دهانه شریان‌های کرونر فرستاده می‌شود و با تزریق مایع حاجب و تابش اشعه ایکس، محل دقیق تنگی‌ها، درصد انسداد و ساختار مسیر خون‌رسانی تصویربرداری می‌گردد.

آنژیوپلاستی و تعبیه استنت یا پی‌سی‌آی (PCI)

آنژیوپلاستی که مداخله کرونری از راه پوست نامیده می‌شود، روشی کم‌تهاجمی برای باز کردن مجرای مسدود عروق کرونر است. طی این روش، یک بالن کوچک به محل تنگی هدایت شده و باد می‌شود تا پلاک فشرده شود؛ سپس یک ساختار توری فلزی ظریف به نام «استنت» در آن نقطه قرار داده می‌شود تا مانند یک داربست مکانیکی، رگ را برای همیشه باز نگه دارد و از انسداد مجدد جلوگیری کند.

پیوند بای‌پس عروق کرونر (Coronary Artery Bypass Graft - CABG)

این عمل یک جراحی باز قلب است که برای درمان تنگی‌های متعدد و پیچیده عروق کرونر به کار می‌رود. جراح با استفاده از قطعات رگ پیوندی که معمولاً از ساق پا (سیاهرگ صافن)، مچ دست (سرخرگ رادیال) یا پشت جناغ سینه (سرخرگ توراسیک داخلی) برداشته می‌شوند، یک مسیر فرعی و میان‌بر در امتداد رگ آسیب‌دیده ایجاد می‌کند تا خون تازه قسمت مسدود را دور بزند و به بخش پایین‌دست عضله قلب برسد.

ضربان‌ساز قلبی (Pacemaker)

پیس‌میکر یا ضربان‌ساز، دستگاهی الکترونیکی و کوچک است که زیر پوست قفسه سینه کاشته می‌شود و از طریق سیم‌هایی ظریف به درون حفرات قلب متصل می‌گردد. این ابزار به طور مداوم ریتم قلب را رصد می‌کند و در صورت افت شدید ضربان (برادی‌کاردی) یا وقوع وقفه‌های طولانی الکتریکی، با ارسال پالس‌های الکتریکی به موقع، انقباض قلب را هدایت می‌نماید.

دفیبریلاتور قلبی قابل کاشت (Implantable Cardioverter-Defibrillator - ICD)

این دستگاه شبیه به ضربان‌ساز در قفسه سینه کاشته می‌شود اما وظیفه پیشرفته‌تری دارد. آی‌سی‌دی علاوه بر توانایی تنظیم ضربان در صورت افت آن، مدارهای الکتریکی قلب را برای تشخیص آریتمی‌های سریع، آشفته و کشنده بطنی پایش می‌کند و در صورت بروز این اختلالات، با اعمال یک شوک الکتریکی پرانرژی، ریتم طبیعی را بازگردانده و از ایست قلبی و مرگ ناگهانی پیشگیری می‌نماید.

کلام آخر

آشنایی با اصطلاحات تخصصی قلب و عروق به بیماران و همراهان آن‌ها کمک می‌کند تا درک بهتری از وضعیت سلامت خود پیدا کرده و در تصمیم‌گیری‌های درمانی مشارکت مؤثرتری داشته باشند؛ با این حال، ارزیابی این مفاهیم تنها در بستر بالینی معنا دارد و تفسیر نهایی آزمایش‌ها و گزارش‌های تشخیصی همواره نیازمند قضاوت پزشک معالج خواهد بود.

ثبت دیدگاه

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.

دیدگاه ها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.!
بدون دیدگاه