راهنمای جدید بر توانبخشی زودهنگام پس از سکته مغزی تأکید دارد

راهنمای جدید انجمن سکته مغزی آمریکا تأکید می‌کند که توانبخشی پس از سکته مغزی باید به‌محض پایدار شدن وضعیت پزشکی فرد آغاز شود و علاوه بر مشکلات جسمی، توانایی‌های شناختی، ارتباطی و سلامت روان او را نیز دربر بگیرد. بر اساس این توصیه‌ها، بهتر است توانبخشی در حالت ایده‌آل طی ۴۸ ساعت نخست پس از سکته آغاز شود، هرچند انجام تمرین‌های با شدت متوسط تا زیاد در ۲۴ ساعت اول توصیه نمی‌شود.

سکته مغزی می‌تواند حرکت، قدرت بدنی، گفتار، حافظه، تفکر، خلق‌وخو و توانایی انجام فعالیت‌های روزمره را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، راهنمای ۲۰۲۶ توانبخشی و بهبود بزرگسالان پس از سکته مغزی که در مجله علمی Stroke منتشر شده، بر برنامه‌ای شخصی‌سازی‌شده تأکید دارد که هدف آن، کمک به فرد برای رسیدن به بالاترین سطح ممکن از استقلال و کیفیت زندگی است.

بر اساس این راهنما، هر فردی که دچار سکته مغزی شده است باید ارزیابی اختصاصی دریافت کند و پس از پایدار شدن وضعیت پزشکی، توانبخشی را آغاز کند. با این حال، شروع زودهنگام به معنای انجام فوری تمرین‌های سنگین نیست. متخصصان توصیه می‌کنند در ۲۴ ساعت نخست از فعالیت‌های با شدت متوسط تا زیاد و انجام وظایف مختلف خودداری شود.

لوری ریچاردز، رئیس گروه تدوین این راهنما، می‌گوید:

«شواهد موجود از آغاز زودهنگام توانبخشی حمایت می‌کنند. در بسیاری از مطالعات، افرادی که زودتر حرکت خود را شروع کردند، در سه ماه پس از سکته و بیشتر، نتایج بهتری داشتند.»

او همچنین تأکید کرده است که این حرکت زودهنگام باید شامل برنامه‌ای ساختاریافته برای نشستن در تخت، نشستن در لبه تخت، ایستادن و راه رفتن باشد و تلاش شود ایستادن و راه رفتن تا حد امکان در بازه ۲۴ تا ۴۸ ساعت پس از سکته آغاز شود.

راهنمای جدید همچنین بر همکاری چندین گروه از متخصصان تأکید دارد. بسته به نیاز فرد، متخصص مغز و اعصاب، پرستار توانبخشی، متخصص کاردرمانی، فیزیوتراپیست، گفتاردرمانگر، مددکار اجتماعی، روان‌شناس و متخصص تفریح‌درمانی می‌توانند در روند توانبخشی نقش داشته باشند. برای مثال، بازگشت به محل کار تنها به توانایی جسمی نیاز ندارد و ممکن است حافظه، تمرکز، ارتباط، سازگاری عاطفی و اعتمادبه‌نفس را نیز درگیر کند.

سلامت روان نیز بخش مهمی از این روند است. شواهد نشان می‌دهند حدود یک‌سوم افراد ممکن است پس از سکته دچار افسردگی شوند و اضطراب نیز می‌تواند تا یک‌چهارم بیماران را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، غربالگری منظم سلامت روان و رسیدگی به مشکلاتی مانند خواب، درد، عملکرد جنسی، استقلال، اشتغال و برنامه‌های آینده توصیه شده است.

ریچاردز همچنین می‌گوید خواب برای یادگیری، سلامت روان و توانایی بهره‌بردن از توانبخشی اهمیت دارد و درد نیز می‌تواند مشارکت کامل فرد در توانبخشی و فعالیت‌های پس از آن را دشوار کند. بنابراین توانبخشی فقط انجام تمرین‌های حرکتی نیست و عواملی مانند خواب و درد هم باید در روند بهبودی مورد توجه قرار بگیرند.

این راهنما تأکید می‌کند که توانبخشی پس از سکته یک نقطه پایان مشخص برای همه افراد ندارد. اهداف، پیشرفت و توانایی‌های فرد باید در طول زمان دوباره ارزیابی شوند و برنامه درمانی نیز متناسب با تغییر نیازها اصلاح شود.

در این میان، خانواده و مراقبان نیز نباید نادیده گرفته شوند. توصیه‌های جدید بر آموزش و مشارکت زودهنگام مراقبان در روند توانبخشی و ارائه حمایت مناسب از آنها تأکید دارد. ریچاردز معتقد است آموزش خانواده باید در طول زمان تکرار شود و اعضای خانواده بهتر است با تمرین عملی، نحوه کمک به فرد مبتلا به سکته را یاد بگیرند.

امتیازات

امتیاز شما به این مطلب چیست؟

امتیاز شما به این مطلب چیست؟

ثبت دیدگاه

دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است!