در شرایطی که زوال عقل به عنوان یکی از بزرگترین چالشهای سلامت جهانی در قرن بیستویکم شناخته میشود، مطالعهای تازه نشان داده است که تشخیص این بیماری معمولاً با تأخیر قابل توجهی همراه است. بر اساس این تحقیق جدید که به سرپرستی دکتر واسیلیکی اورگتا انجام شده و در مجله بینالمللی روانپزشکی سالمندان منتشر شده است، افراد مبتلا به زوال عقل، به طور میانگین ۳.۵ سال پس از بروز نخستین علائم بیماری، تشخیص نهایی را دریافت میکنند. این زمان برای بیماران دچار زوال عقل زودرس، حتی بیشتر است و به حدود ۴.۱ سال میرسد.
زوال عقل واژهای فراگیر برای مجموعهای از بیماریهای عصبی است که حافظه، قدرت تفکر و ارتباطات اجتماعی فرد را بهتدریج تحلیل میبرند. آلزایمر شناختهشدهترین نوع این اختلال است، اما شکلهای دیگری از جمله زوال عقل فرونتوتمپورال نیز وجود دارند که بیشتر در سنین پایینتر بروز میکنند. تشخیص این بیماریها دشوار است؛ چرا که علائم اولیه میتوانند بسیار ظریف و مشابه با نشانههای سایر اختلالات روانپزشکی یا تغییرات طبیعی ناشی از پیری باشند.
تحقیق اخیر با تحلیل دادههای ۱۳ مطالعه گذشته و بررسی اطلاعات بیش از ۳۰ هزار نفر، تصویر روشنی از ابعاد این مشکل ترسیم کرده است. هدف محققان، تعیین فاصله زمانی میان شروع علائم از نگاه بیماران یا خانوادهها، تا زمان دریافت تشخیص رسمی بوده است. به گفته دکتر اورگتا، این بازه زمانی، پیامدهایی جدی برای روند درمان، تصمیمگیری خانوادهها، و همچنین سیستمهای بهداشت عمومی دارد. او تأکید میکند که تشخیص بهموقع، نهتنها امکان برنامهریزی بهتر برای آینده بیماران و مراقبان آنها را فراهم میکند، بلکه فشار را از روی سیستم درمانی نیز برمیدارد.
مطالعه نشان داده است که تأخیر در تشخیص، در مواردی که علائم بیماری در سنین پایینتر آغاز میشود یا نوع زوال عقل از گونههای نادرتر نظیر زوال عقل فرونتوتمپورال است، بیشتر هم میشود. افراد جوانتر بیشتر در معرض خطر قرار دارند، چرا که هم خودشان و هم پزشکان، کمتر احتمال زوال عقل را در این گروه سنی جدی میگیرند. دکتر اورگتا با اشاره به این موضوع میگوید:
«تأخیر در تشخیص برای این بیماران به معنای سالهایی بدون دسترسی به مراقبت تخصصی، بدون برنامهریزی مناسب و بدون دریافت حمایتهای روانی و اجتماعی لازم است. این وضعیت غیرقابل قبول است و باید اصلاح شود.»
از سوی دیگر، به گفته دکتر عادل عزیز، متخصص مغز و اعصاب، مدتزمانی که بین شروع علائم بیماری و دریافت تشخیص رسمی از سوی پزشک وجود دارد (TTD) بسیار مهم است چرا که میتواند به سیاستگذاران، پژوهشگران و پزشکان کمک کند تا عملکرد خود را ارزیابی کرده و مداخلات مؤثرتری طراحی کنند. دکتر عزیز تأخیر در تشخیص را پدیدهای چندلایه میداند که در سطوح مختلفی مانند تعلل بیماران و خانوادهها، تردید پزشکان عمومی در ارجاع به متخصص، و نیز اشتباه در تفسیر علائم اولیه ریشه دارد. او همچنین به تأثیر عوامل اجتماعی نظیر وضعیت اقتصادی، سطح تحصیلات و سن اشاره میکند.
این متخصص مغز و اعصاب، راهکارهای متعددی برای کاهش زمان تشخیص ارائه میدهد؛ که از جمله این راهکارها میتوان به کمپینهای آگاهیبخشی عمومی درباره زوال عقل، برنامههای آموزشی برای پزشکان عمومی جهت شناسایی علائم غیرمعمول، اجرا و اصلاح سیاستهای حمایتی در زمینه ارزیابیهای شناختی، و بهرهگیری از فناوریهایی نظیر تلهمدیسن برای ارائه خدمات در مناطق محروم اشاره کرد.
در نهایت، این مطالعه، بار دیگر اهمیت تشخیص زودهنگام زوال عقل را یادآور میشود؛ تشخیصی که میتواند مسیر زندگی فرد مبتلا و خانوادهاش را دگرگون کند. با توجه به روند رو به رشد سالمندی جمعیت جهان، اگر نظامهای درمانی کشورها برای پاسخگویی به این چالش آماده نشوند، پیامدهای انسانی و اقتصادی آن میتواند بسیار گسترده و نگرانکننده باشد. اکنون بیش از هر زمان دیگری، نیاز به اقدام جدی و هماهنگ احساس میشود.


ثبت دیدگاه
دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید.