نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهند افرادی که بهطور طبیعی تمایل دارند شبها بیدار بمانند و دیرتر بخوابند، ممکن است چربی بدن بیشتری داشته باشند و بیشتر با برخی اختلالات متابولیک مواجه شوند. یافتههای این مطالعه همچنین نشان میدهند که زمان غذا خوردن و انتخابهای غذایی در ساعات پایانی روز ممکن است در این ارتباط نقش داشته باشد.
پژوهشگران در این مطالعه که در مجله Frontiers منتشر شده است، ۲۸۷ زن ۱۸ تا ۴۵ ساله را بررسی کردند. شرکتکنندگان بر اساس الگوی طبیعی خواب و بیداری خود به سه گروه سحرخیز، شبزندهدار و میانی تقسیم شدند. افراد شبزندهدار تمایل دارند دیرتر بخوابند و فعالیت بیشتری در ساعات شب داشته باشند.
محققان با بررسی میزان و نحوه توزیع چربی بدن، سطح فعالیت، الگوی خواب، آزمایشهای خون و گزارش غذایی پنجروزه شرکتکنندگان دریافتند زنان شبزندهدار بهطور میانگین شاخص توده بدنی (BMI)، دور کمر و باسن و همچنین درصد بیشتری از چربی احشایی داشتند. چربی احشایی در اطراف اندامهای داخلی شکم تجمع پیدا میکند و افزایش آن با مشکلاتی مانند اختلال در متابولیسم قند و چربی مرتبط است.
تفاوت میان گروهها در زمان غذا خوردن نیز قابل توجه بود. زنان شبزندهدار در ساعات پایانی عصر و اوایل شب انرژی بیشتری دریافت میکردند و در همین بازه، مصرف کربوهیدرات، چربی و پروتئین آنها بیشتر بود. در این گروه، دیرتر خوابیدن همچنین با برخی شاخصهای نامطلوب متابولیک، از جمله سطح بالاتر انسولین و تریگلیسرید، ارتباط داشت. مصرف انرژی بیشتر در هنگام عصر نیز با HbA1c بالاتر همراه بود؛ شاخصی که افزایش آن میتواند نشاندهنده پیشدیابت یا خطر دیابت نوع ۲ باشد.
سورا القیسی، متخصص غدد در دانشگاه تگزاس که در این پژوهش مشارکت نداشت، تأکید کرد که تنها مقدار کالری مصرفی اهمیت ندارد. او گفت:
«زمان خوردن غذا، در کنار مجموع کالری دریافتی، ممکن است نقش مهمی در توزیع چربی بدن و سلامت متابولیک داشته باشد.»
به گفته او، مشاهده سطوح بالاتر تریگلیسرید، انسولین، HbA1c و لپتین در افراد شبزندهدار، در کنار HDL پایینتر، این ارتباط را تقویت میکند.
الکس دیمیتریو، متخصص روانپزشکی و پزشکی خواب که در مطالعه حضور نداشت، نیز گفت این یافتهها با شواهدی که پیشتر درباره شبزندهداران مطرح شده همخوانی دارد. به گفته او، افراد شبزندهدار معمولاً پس از غروب خورشید کمتر غذاهای سالم مصرف میکنند، مدت زمان روزهداری شبانه کوتاهتری دارند و BMI و درصد چربی بدن آنها بیشتر از سایر افراد است.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که این مطالعه نمیتواند ثابت کند شبزندهداری مستقیماً باعث افزایش وزن یا اختلالات متابولیک میشود. این پژوهش از نوع مشاهدهای بود و تنها زنان گروههای قومی خاص را بررسی کرد. علاوه بر این، بخشی از اطلاعات غذایی بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان جمعآوری شده بود و احتمال خطا در ثبت میزان و زمان مصرف غذا وجود دارد.
در نتیجه، با اینکه یافتهها اهمیت زمان خواب و غذا خوردن را در کنار کیفیت و مقدار رژیم غذایی مطرح میکنند، برای مشخص شدن اینکه آیا تغییر زمان وعدههای غذایی یا الگوی خواب واقعاً میتواند به کاهش چربی بدن و بهبود سلامت متابولیک کمک کند، به مطالعات طولانیمدت و گستردهتر نیاز است.
ثبت دیدگاه
دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید.