یک مطالعه علمی تازه که در نشریه معتبر JAMA Network Open منتشر شده، توجه پژوهشگران و متخصصان سلامت روان را به ارتباط احتمالی میان استفاده مکرر از هوش مصنوعی و افزایش علائم افسردگی جلب کرده است. این پژوهش در زمانی منتشر میشود که ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، از چتباتها گرفته تا سامانههای خلاصهسازی و تولید محتوا، به بخشی عادی از زندگی روزمره میلیونها نفر تبدیل شدهاند.
پژوهشگران در این مطالعه دادههای حاصل از یک نظرسنجی گسترده را که در ماههای آپریل و می ۲۰۲۵ انجام شده بود، بررسی کردند. در مجموع، اطلاعات ۲۰ هزار و ۸۴۷ فرد بزرگسال از ۵۰ ایالت آمریکا تحلیل شد؛ نمونهای که از نظر سن، جنسیت، قومیت و سطح اجتماعی-اقتصادی، تنوع قابل توجهی داشت. شرکتکنندگان از نظر میزان استفاده از هوش مصنوعی (از هرگز تا چند بار در روز) و همچنین از نظر وضعیت سلامت روان مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج نشان دادند افرادی که هر روز از هوش مصنوعی استفاده میکنند، نسبت به کسانی که هرگز از آن استفاده نمیکنند، بیشتر با علائم افسردگی، اضطراب و تحریکپذیری مواجه میشوند. به گفته دکتر روی پرلیس، استاد روانپزشکی دانشکده پزشکی هاروارد و نویسنده اصلی مطالعه،
«احتمال ابتلا به افسردگی حداقل متوسط یعنی سطحی از افسردگی که معمولاً نیازمند ارجاع برای ارزیابی و درمان است، در میان افرادی که روزانه از هوش مصنوعی استفاده میکنند، حدود ۳۰ درصد بیشتر بوده است.»
او تأکید میکند که الگوی مشابهی برای اضطراب و تحریکپذیری نیز مشاهده شده است.
با این حال، همه انواع استفاده از هوش مصنوعی اثر یکسانی نداشتند. تحلیل دقیقتر دادهها نشان داد که این ارتباط منفی با سلامت روان تنها در استفادههای شخصی معنادار بوده و در استفادههای مرتبط با کار یا تحصیل دیده نشده است. افزون بر این، نقش سن نیز قابل توجه بود: این ارتباط عمدتاً در گروههای سنی ۲۵ تا ۴۴ سال و ۴۵ تا ۶۴ سال مشاهده شد، در حالی که در افراد جوانتر از ۲۵ سال یا سالمندان بالای ۶۴ سال چنین الگویی بهوضوح دیده نشد.
با وجود این یافتهها، پژوهشگران نسبت به تفسیر سادهانگارانه نتایج هشدار میدهند. پرلیس در این باره میگوید:
«ما نمیدانیم این رابطه علت است یا معلول، یا شاید هیچکدام. کاملاً ممکن است افرادی که علائم افسردگی بیشتری دارند، بیشتر به سمت استفاده از هوش مصنوعی بروند.»
به گفته او، تنها مطالعات طولی یا کارآزماییهای تصادفی میتوانند پاسخ قطعی به این پرسش بدهند.
برخی متخصصان مستقل نیز یافتهها را قابل تأمل میدانند. جان پالس، رواندرمانگر و متخصص اعتیاد که در این پژوهش نقشی نداشته، معتقد است استفاده گسترده از هوش مصنوعی میتواند تعامل انسانی واقعی را کاهش دهد. او میگوید:
«وقتی هوش مصنوعی جای گفتوگوهای معنادار با دیگران را میگیرد، احساس انزوا و تنهایی افزایش مییابد؛ و این خود زمینهساز افسردگی است.»
با این حال، اغلب متخصصان بر این نکته تأکید دارند که هوش مصنوعی الزاماً دشمن سلامت روان نیست. در صورت طراحی درست و استفاده کنترلشده، این ابزار میتوانند دسترسی به حمایتهای روانی برای افرادی که امکان مراجعه حضوری ندارند را بهبود بخشند. پیام اصلی این مطالعه بیش از آنکه نفی فناوری باشد، هشداری درباره نحوه و میزان استفاده از آن است؛ هشداری که یادآور میشود حتی پیشرفتهترین ابزار نیز نباید جایگزین کامل ارتباطات انسانی شوند.
بیماری مرتبط
افسردگی
افسردگی یک اختلال روانی پیچیده است که به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و منجر به احساس مداوم ناامیدی و غم، بی علاقگی به...
ثبت دیدگاه
دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید.